تازه ها:کتاب"نفت و زندگی"منتشر شد     7370 تن تعداد مصدومان زلزله کرمانشاه تا کنون/پایان عملیات انتقال مصدومان     زاگرس لرزید     ضرورت تغییر رویکرد از مدیریت روزمره به مدیریت برنامه محور     دیدار انجمن کلیمیان با دستیار ویژه رئیس جمهور     موضوع «سپنتا» نهضت خودجوش «دفاع از حقوق اقلیت ها» ایجاد کرد     دکتر اقبال عباسی استاندار چهارمحال و بختیاری شد     کوگِ رَشتِ خوش‌خون     بهمن ماندگار در دل ایل چرا چنین شتابان‌؟     بهمن علاءالدین؛مستندساز تاریخ زاگرس و رسوم زاگرس نشینان       
   جدیدترین مطالب  
  کتاب"نفت و زندگی"منتشر شد
  7370 تن تعداد مصدومان زلزله کرمانشاه تا کنون/پایان عملیات انتقال مصدومان
  زاگرس لرزید
  ضرورت تغییر رویکرد از مدیریت روزمره به مدیریت برنامه محور
  دیدار انجمن کلیمیان با دستیار ویژه رئیس جمهور
  موضوع «سپنتا» نهضت خودجوش «دفاع از حقوق اقلیت ها» ایجاد کرد
  دکتر اقبال عباسی استاندار چهارمحال و بختیاری شد
  کوگِ رَشتِ خوش‌خون
  بهمن ماندگار در دل ایل چرا چنین شتابان‌؟
  بهمن علاءالدین؛مستندساز تاریخ زاگرس و رسوم زاگرس نشینان
- اندازه متن: + -  کد خبر: 1494صفحه نخست » اخبار تاپ (سطح 1)شنبه، 20 آبان 1396 - 14:00
دکتر علی نوذرپور شهردار منطقه 22تهران؛
ضرورت تغییر رویکرد از مدیریت روزمره به مدیریت برنامه محور
ضرورت تغییر رویکرد از مدیریت روزمره به مدیریت برنامه محورخوشبختانه با توجه به استعدادی که در منطقه 22 از نظر وجود زیرساخت ها وجود دارد و مهمترین این زیرساخت ها در بخش گردشگری منطقه موجود است
  

دکتر علی نوذرپور//علی رغم ساخت و سازها و امکانات شهری زیادی که در شهر تهران وجود دارد اما تا به امروز سیاست گذاری های صورت گرفته در برخی از حوزه ها با کاستی هایی مواجه بوده و است و در این برهه از زمان می طلبد که با تغییر سیاست ها در بدنه مدیریت شهری شهر تهران توجه ویژه ای به کیفیت زندگی شهروندان و ارتقاء آن شود. در واقع تغییر سیاست ها و جهت گیری ها خواسته مردمی بوده است که در انتخابات شوراها شرکت کردند و خواستار تغییرات در شهر تهران شدند.چرا که علی رغم افزایش داشته ها و امکانات شهری،زیست پذیری و پایداری شهر کاهش یافته و فضاهای شهری فروخته شده و منابع آبی شهر برای رشد آتی شهر کفایت نمی کنند و می طلبد در کنار تغییراتی که در سطوح مدیریتی در شهرداری تهران رخ می دهد تغییر سیاست ها نیز اعمال شود.

شهر در برابر حوادث طبیعی آسیب پذیر و آسیب های اجتماعی رو به گسترش است و تنش های حاصل این پدیده ها در سطوح فردی و روابط بین شهروندان به صورت روزمره خود را آشکار می کند. آنچه که از واقعیت امر پیداست اینکه به هر حال ما نتوانسته ایم به مفهوم مصلحت شهر نزدیک شویم. این مصلحت شهر را می توان در طیفی بزرگتر مفهومی معادل منفعت ملی در کل کشور مطابقت داد و از آنجایی که شهر محل زندگی همه ماست، همه ما جدای از گرایش های سیاسی و اجتماعی مان به شهری زیست پذیر و پایدار نیازمندیم. لذا تغییر رویکردها، سیاست ها و جهت گیری ها که خواسته مردم بوده ضروری است.

همانگونه که همه می دانند 50 درصد مجموع درآمدهای شهرداری های کشور که قریب به 60 هزار میلیارد تومان است ناشی از درآمدهای ساخت و ساز است و عوارضی است که بنا به تعبیر صاحب نظران حوزه مدیریت شهری درآمدهای ناپایدار تلقی می شوند، البته وضعیت تهران به مراتب بدتر از وضعیت میانگین کل کشور است. ردیف بودجه سال گذشته شهرداری تهران شان می دهد که 79 درصد از درآمد شهرداری تهران از محل ساخت و ساز و تغییر کاربری ها و فروش تراکم بوده است که این مساله چندان خوب نیست و وضعیت مناسبی نیست. درآمدهای پایداری که در گذشته نقش جدی در بودجه شهرداری ها داشته درآمد نوسازی که در یک دوره 30 تا 35 کل بودجه شهرداری ها از این محل تامین می شد در حال حاضر در مجموع به 2 درصد رسیده است که حتی این مقدار هزینه های مربوط به جمع آوری این عوارض را هم کفاف نمی دهد و در حالیکه این درآمد در کشورهای توسعه یافته دنیا 30 تا 35 درصد از بودجه شهرداری را تشکیل می دهد و در کشورهای توسعه نیافته همجوارمان نیز این نسبت  17 تا 20 می رسد و از آنجایی که نظام تولید آمار آنهم به صورت صحیح در شهرداری ها برای رصد مسائل وجود ندارد با این حال این آمار و ارقام نیز نشان می دهد که ما در نظام درآمدی شهرداری هایمان با مساله جدی مواجه هستیم. در حوزه های کارکردی از قبیل حمل و نقل در ابتدای برنامه پنجم توسعه سهم حمل و نقل عمومی در شهرهای ما 54 درصد از سفرهای درون شهری بوده و در انتهای برنامه پنج ساله این سهم به 45 درصد کاهش پیدا کرده و در شهر تهران 68 درصد. و این نشان می دهد که ما در طول برنامه در حوزه حمل و نقل عمومی خوب عمل نکرده ایم. در حوزه پسماند نیز تجارب نشان می دهد که مشکلات این بخش قابل حل است و تفکیک از مبدا حل شدنی است و این در حالیست که ما در این حوزه عقب هستیم .در کلانشهرهای کشور ما تنها 15 درصد پسماندهای شهری در مبدا تفکیک می شود و در تهران تنها 5 درصد. به واقع در مدیریت پسماند دارای مساله جدی هستیم. به همین نسبت آیا در حوزه ایمنی در تقابل با زلزله، حریق و بلایای طبیعی ایمن هستیم؟ یک نمونه کوچک آن حادثه پلاسکو بود که سطح آسیب پذیری شهری را به ما نشان داد. به نظر بنده تغییر در برخی دیدگاهها و رویکردهای حال حاضر شهرداری تهران را با اعمال سیاست گذاری های صحیح و حذف سیاست های غلط می توان مدیریت کرد.

این تغییر رویکردها را می توان در چند دسته بندی مورد نقد و بررسی قرار داد.

1- تغییر رویکرد از مدیریت روزمره به مدیریت برنامه محور

متاسفانه علی رغم برنامه ریزی های بسیار زیادی که شهرداری ها بر اساس سند چشم انداز پنج ساله نوشته و تصویب شده است اما آن چیزی که می بینیم اینکه در عمل به برنامه ها پایبندی نبوده و اهداف و شاخص های پنج ساله محقق نشده است. بنابراین باید از تصمیمات مقطعی، کوتاه مدت و روزمره عبور کرده و برنامه ای میان مدت متکی بر برنامه سند چشم انداز مدیریت شهری نه بر اساس حوادث و اتفاقات تدوین شود.

2- تغییر رویکرد مساله محور به رویکرد دانایی مبنا

در این بخش می طلبد که به جای عمده کردن نقاط ضعف، کاستی ها، کمبودها و گلایه گذاری ها از وضعیت باید به دارایی ها و سرمایه های اجتماعی و سرمایه های فرهنگی شهر در برنامه ریزی و مدیریت شهری اعتنا کنیم.

3-تغییر مدیریت سنتی به مدیریت دانایی مبنا

در قرن 21 تنها شهرهایی قابلیت رقابت پذیری ،توسعه و پیشرفت دارند که مدیریت آنها دانش محور باشند و برنامه ها، طرح ها، اقدامات و فعالیت ها متکی بر پژوهش و تحقیق و دانایی باشند نه بر اساس تصمیمات جلسه ای. چرا که هر برنامه و تصمیمی باید متکی بر تحقیقات و پژوهش هایی باشد که توسط محققین و صاحبان امر باشد.

4-تغییر از مدیریت غیرشفاف به مدیریت شیشه ای

از آنجایی که ما منتخبین مردم هستیم پس باید به این رویکرد که تاکید موکد اعضای محترم شورای اسلامی شهر تهران نیز می باشد که مدیریت محرمانه، غیرشفاف و پشت درهای را کنار گذاشته و این رویکرد را جایگزین مدیریت شیشه ای برای شفافیت عملکردها نماییم.سازمان شهرداری یک سازمان  عمومی غیردولتی و منتخب مردم با واسطه شورا است و چیزی از مردم پنهان ندارد و باید آنچه که انجام می دهد در معرض دید همگان قرار دهد.

5-تغییر از مدیریت عمرانی محور به مدیریت اکولوژیک مبنا

در این تغییر منظور بر این است که در بارگذاری های ساختمانی و عمرانی که در شهر اتفاق می فتد به ظرفیت های اکولوژیکی شهر توجه و ویژگی های زیست محیطی را لحاظ کنیم و بیش از ظرفیت زیست محیطی منطقه بارگذاری ننماییم.

6-تغییر رویکرد خود بسندگی به دیپلماسی محور

باید با تعامل و معرفی ظرفیت های پیرامون خود در شهر و در سطوح منطقه ای، ملی و بین المللی در جذب سرمایه های مالی در سطوح یاد شده عمل کنیم و از تعامل و دیپلماسی که انجام می دهیم جذب دانش، اندیشه و تکنولوژی داشته باشیم. در واقع بسنده کردن صرف به منابع شهر پاسخگوی نیازهای مدیریت شهری در وضعیت کنونی نخواهد بود.

7-تغییر از مدیریت صرفا کالبدی به مدیریت فرهنگ مبنا

به نظر بنده شهر یک سازمان اجتماعی است و دارای روح و روان و فرهنگ، بنابر این با نظم بخشی صرف به کالبد شهر و عدم توجه به برنامه های فر هنگی و اجتماعی نمی توان شهری با کیفیت زندگی مطلوب داشت. توجه صرف به مسائل عمرانی شهر غلط است و مسائل فرهنگی و اجتماعی و تلاش برای داشتن یک شهر با کیفیت با استفاده از ظرفیت های موجود و جذب دانش،سرمایه و تخصص افراد، ایجاد بسترهای مناسب برای اشتغال مردم و بکارگیری مشارکت مردم در اداره محلات و تلاش برای کاهش آسیب های اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد.

8-تغییر از مدیریت شهر مبنا به محله مبنا

بی شک مدیریت شهری باید از محلات شهر آغاز شود بخصوص در منطقه 22 که یک منطقه مدرن می باشد و شهرک های زیادی در آن ساخته شده و این شهرک ها باید قابلیت تبدیل به محله های دارای هویت داشته باشند. سازمان دهی و شکل دهی به محله های شهری و پاسخ دهی به نیازهای مردم در قالب کالبد و مدیریت محله ای از الزامات مدیریت شهری است.اینگونه بهتر و مناسب تر به نیازهای مردم شهر پاسخ می دهیم.

9-تغییر از مدیریت جزیره ای به مدیریت شهری هماهنگ و یکپارچه

شهرداری بدون تعامل و هماهنگی با سازمانها و موسسات دولتی و غیردولتی متولی خدمات شهری و فرهنگی قادر به انجام وظایف خود نیست و تعریف یک مدیریت هماهنگ امکان مدیریت صحیح شهری نخواهد بود. . شهرداری نمی تواند بدون ارتباط و هماهنگی با سایر دستگاههای به درستی پاسخگوی نیاز های مردم شهر و ارائه دهنده خدمات شهری مطلوب باشد.

10-تغییر از مدیریت مالیه شهری به مدیریت اقتصاد مبنا

توجه به کسب و کار مردم، افزایش و تولید ثروت آنان،تولید بسترهای مناسب برای اشتغال و رشد اقتصاد شهری رویکرد مناسبی است و برای تغییر ساختار درآمدی شهرداری ها و توجه صرف به عوارض ناشی از ساخت و ساز تنها راه چاره برای برون رفت از بحران نیست.

11-تغییر از مدیریت عرفی به مدیریت هوشمند شهر و شهرداری

امروزه پیچیدگی مسائل شهری و شهرداری از یکسو و  رشد علم و تکنولوژی از سوی دیگر جوابگوی مدیریت عرفی و سنتی را برنمی تابد و هوشمندسازی شهر و شهرداری ضروری است و هردو باید مورد توجه قرار گیرد.

12-تغییر مدیریت شهر خودرو محور به مدیریت انسان محور

ما نیازمند شهری هستیم که انسان محور باشد. بها دادن به انسان ها و مقیاس انسانی در فرآیندهای توسعه شهری توجه کنیم و مساله به پیاده و پیاده روی در مقابل مدیریت خودرو محور مطرح می کنم.

13- تغییر از مدیریت بحران محور به مدیریت تاب آور شهری

مدیریت بحران محور زمانی به کار می آید که اتفاقی در شهر بیفتد و به دنبال آن به فکر راه چاره بیفتیم ولی مدیریت تاب آور شهری زمانی اتفاق می افتد که تمامی آموزش ها و پیش بینی ها قبل از وقوع حادثه صورت گیرد.رعایت اصول تاب آوری شهری و گذر از مقابله صرف با حادثه و بلایای طبیعی رویکرد مهم دیگر است که با جایگزین مدیریت بحران محور  شود.

14-تغییر رویکرد مرد محور به خانواده مبنا

متاسفانه شهرهای ما برای مردان آنهم مردان میان سال طراحی و مدیریت می شود.رویکرد مرد محوری است و خانواده کمتر در شهر جا دارد و هر جا از خانواده صحبت می شود ه مرد را شامل می شود هم زن و هم کودکان و فرزندان . ضرورت تغییر نگاه به مدیریت خانواده مبنا با توجه ویژه به زمان شهر را برای همگان قابل زیست می سازد.

15-تغییر از مدیریت رئیس مبنا به مدیریت سازمانی مشارکت محور

حضور و مشارکت کارکنان شهرداری در برنامه ریزی ها، سیاستگذاری ها و اجرای امکان استفاده از همه ظرفیت ها و توانسته های منابع انسانی شهرداری را امکان پذیر می شود تغییر نگاه از مدیریت رئیس مبنا از ضرورت هاست. بی شک شهرداری تنها به صرف تصمیمات یک نفر به عنوان شهردار موفق نمی شود و این موفقیت زمانی بدست می آید که با همدلی و همراهی تک تک کارکنان،مدیران و معاونین شهرداری صورت پذیرد. اظهار نظر کنند در مدیریت شهری و از همه ظرفیت های منابع انسانی شهرداری استفاده شود.

16- تغییر از مدیریت سازمان مبنا به مردم محور

با نگاه مختصری به پرونده های دیوان عدالت اداری نشان می دهد که مردم و اربابان رجوع بیشترین شکایات را از شهرداری ها دارند و این در حالیست که ما هنوز نتوانسته ایم نگاه طلبکارانه کارکنان شهرداری ها را به مردم تغییر دهیم. باید توجه کنیم که شهرداری ها یک سازمان عمومی است که مشروعیت حاکمیت خود را مستقیما از مردم دارد برخلاف سایر دستگاههای دولتی .لذا کارکنان شهرداری ها باید خود را خدمتگذار کسانی بدانند که اجازه داده اند کارکنان شهرداری ها به آنها خدمت ارائه دهند.

17-تغییر از مدیریت مبتنی بر خیرخاصه به خیر عامه

انجام برخی از پروژه های بزرگ در شهر تهران همچون پل طبقاتی صدر که قریب به 2 هزار میلیارد تومان از بودجه 9 میلیارد تومانی بودجه سال 91 شهرداری را به خود اختصاص داده تنها به حل گره ترافیکی صبحگاهی مردم در مناطق 1 و 3 به سمت مرکز و بازار تهران بوده است در حالیکه انجام پروژه های بزرگ می بایست متوجه منفعت عمومی شهر باشد نه  منفعت قشر یا گروه یا منطقه خاص.

حرف آخر:

انتخابات اخیر شوراها نشان داد که مردم تهران نسبت به خادمین خود راضی نیوده اند و خادمین دیگری برای خود انتخاب کرده اند. مردم ولی نعمتان ما هستند در همین راستا ایجاد رفاه شهروندان باید در اولویت برنامه های مدیریت شهری قرار گیرد و پروژه های فرا منطقه ای منطقه به ویژه زیرساخت های گردشگری منطقه در سایه یک سیاست برنامه ای نظام مند با بهره گیری از نظرات و تجربیات افراد نخبه و خوش فکر منطقه اجرایی شود. خوشبختانه با توجه به استعدادی که در منطقه 22 از نظر وجود زیرساخت ها وجود دارد و مهمترین این زیرساخت ها در بخش گردشگری منطقه موجود است، این استعدادها باید با تلاش و پشتکار به عنوان الگویی برای برنامه ریزی های سایر مناطق تهران بکار گرفته شود.

منبع:پرتال شهرداری منطقه22تهران

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ترین مطالب  
  کتاب"نفت و زندگی"منتشر شد
  7370 تن تعداد مصدومان زلزله کرمانشاه تا کنون/پایان عملیات انتقال مصدومان
 
 
 
::  پست الکترونیک ::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© زاگرسیان
info@zagrosian.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار